تبليغاتX
...ایلیای خدا... -
... من فرزند بی خدای دیروز ... زاده حال بی مقدار امروز ... انسان بی صدای فردا ...

 

 

 

انقدر بغض تو این گلوی واموندم گیر کرده ...

انقدر جیغ و هوار و ونگ دارم ...

به شدت علاقمندم که همه گوشتامو با ناخن گیر ریز ریز کنم!

یعنی قدرت خالی کردنم رو داره؟ به سرجدم پایم!

به خدا بهانه نیست! نق نیست! 

چیزی که چند سال ریشه ی همه عقایدم رو ساخته!

می خوای یه شبه تیشه بزنی بهش!

اونم فقط به خاطر فیزیک این دنیای کوفتی!

این دنیا اگه پاش به خدا وصل نباشه هیچی نیست!! 

اونوقت تو به چه امیدی به قانونش استناد می کنی!

هنوز دقیق نمی دونم چی قراره بارم کنی!

ولی مطمئنم شبیه همین حدس های خودمه!

و بیشتر از اون مطمئنم که بعد از فضل افاضات

سرکار دوباره از فرق سر تا شصت پازیر بار کمرشکن علامتِ

 سوال له می شم!

می دونم که آخرش من متهم به خودخواهی می شم...

و منم که دوست دارم خلاف جریان باشم...

و باز منم که دوست دارم رنگ متضاد جماعت باشم...

و همچنان منم که ....

ای تف به این من که هر چی می کشم از این منیّت و منطق یه

پول سیاه به زوره!

چی فکر کردی ...

که شب می خوابم صبح بیدار می شم یه نطق جدید دارم...

و یه خط مشی دایره؟؟؟

دور خودم می چرخم که دمم رو بگیرم؟

فی البداهه و رو شکم اراجیف بلغور می کنم! 

مخاطب محترم!

مغزم فعلا اشغاله! درباره هیچ موضوعی راه آزاد نمی ده!

از همون لحظه که می دونی، دیگه اعصابم و کارام و حرفام دست

خودم نیست!

کاشکی بفهمی الان چه حالی دارم ... 

خوب خودتو نشون دادی! 

آدمیزاد متعادل اصولا خیلی چیزا رو فدای هدف ایده آلش

می کنه!

ولی اینو واسه بار ۰ . . . ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ می گم!!!!

واسه کسی تب کن که واست بمیره!!!


پ.ن.۱: مردن پیشکشت!!! حتی نیم درجه دمای بدنت سرد و گرم

نشد!!   

پ.ن.۲: از همین تریبون به همه اعلام می کنم که شما منو بکش

ولی من از این یه حرفم برنمی گردم!

پ.ن.۳: گر صبر کنی غوره مویز می شه! می گی نه ... امتحانش

مجانیه با ۳۲۰٪ تضمین!

پ.ن.۴: شاعر می فرماید ... هر چی تنهاتر بشی دنیا تو رو

کمتر می خواد!

پ.ن.۵: برو خونتون!

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/11/29ساعت 1:16 قبل از ظهر  توسط ایلیا  |