تبليغاتX
...ایلیای خدا...
... من فرزند بی خدای دیروز ... زاده حال بی مقدار امروز ... انسان بی صدای فردا ...

 

 

من اینجام! خیلی وقته اینجام! حوصله ام از اینجا سر رفته! خیلی تکراریه!

مثل جای زخم می مونه! مثل همه چیزای لوس می مونه!

مثل روزایی که باید جون بکنی تا شب شه! مثل همه دستای خالی!

مثل همه دل های یه عالمه پر!

مثل کولرهای آبی که آبش تموم شده و مجبوری فقط به چشم پنکه نگاش کنی!

باد گرم و هذیون و خنکی ذهن!

اینجا دور از تمدنه! دور از تجمع بشر! دور از کارکرد مغز!

همه ی چیزای خوب تو زندون "برو بابا!!" گم شده! همه چی اون ور خط!

اون ور بچه ننه ... دلت آب شه ... سوز به دلت ... دهن کجی!!!

دور از همه منجر شدن ها و تبدیل و تحول!

خب یعنی اسباب هست ... بی کارکرد! وسیله هست ... بی فایده!

کلا هست ... ولی اگه نباشه سنگین تره!

حکایت شیرینیه که تو حرف بزنی ولی انگار با در و دیواری و من کیه بابا!!

می شه تمومش کرد! ببین ... نقطه ته خط!

ولی خب که چی؟؟ بعدش چی؟ فردا چی؟ پس فردا چی؟ فردا نمی یاد؟ کی گفته؟

پس امروز چیه؟ پس دیروز چی بود؟ اینجا چرا سیاهه؟ تو فردا رو دزدیدی؟

تو سیم رابطه ها رو بریدی؟ کی مودم منو دزدید؟؟ تلفن به چه درد می خوره؟

وات ایز د کامیونیکیشن؟؟ وات داز د "می" مین؟؟؟

همه این سوال ها رو بذار در کوزه و آب هم نخوردی ... نخوردی!

می خوری باز تشنه ات می شه! می شوری باز کثیف می شه! می پوشی پاره می شه!

باید نو بخری! می بینی!! همش چرخش و توالی!! از اول! از اول! از اول!

تف و اخ به این گردی و چرخش زمین! کلا گل بگیرن این عدد پی رو!!!

خوش به حال ماهی که فقط قد سه ثانیه غم و غصه داره!

یعنی فقط سه ثانیه یادش می مونه اختاپوس و کوسه و اره ماهی چیه!!!

وای!! اینجا چه حرصی می ده!

گفتم دور از تجمع بشر ولی... اینجا بیشتر از هر تمدنی آدمیزاد داره!!

یه مشت بشر احمق! بی خاصیت! بی فایده! همه رژه می رن!

دنبال همه چی می دون و به هیچی نمی رسن!! همه چی سر داره که ته نداشته باشه!!!

انقدر حرص دارم و گیجم که نمی دونم فاعل و فعل و مسند و کوفت و زهرمار جمله ام سر

جاش هست یا نه!!

اصلا نمی دونم اینا حرف می باشد یا ته سیگار و آب دهن مردای خیکی!!!!!

حالا چه فرقی داره! هر چی هست الان داره بیان می شه!

این بیان هیچ ربطی به آزادی بیان و اندیشه و مرگ بر قفس پرنده و خاتمی و من و شما نداره!

 فقط مهم اینه که سیم کارت من الان سوخته!!

آخرین قبض پرداختی هنوز صادر نشده و من نمی تونم از این وضعیت اسفناک بیرون بیام!!

نمی دونم پس فردای روزگار جواب مردم رو چی بدم!!!

از همین تریبون به کلیه کانتکت های محترم اعلام می کنم که بنده موقتا وجود مخابراتی ندارم!!!

 نگید حاجی حاجی مکه!! واااای! چقدر حرف می زنم من!!!

الان به مجموعه بالش  و پتو خیلی احتیاج دارم!!!

به یه لیوان آب گوارای وجود!! یه مسافرت به اعماق جنگل های آمازون!!!

بابا یه ذره تنوع!!! چقدر سیاه سفید خاکستری!!! اصلا من اقامه سکوت می کنم!!!!

 

 


+ نوشته شده در  جمعه 1387/04/28ساعت 0:9 قبل از ظهر  توسط ایلیا  |